لاهیج دیلم |لاهیجان پایتخت چای ایران و خاستگاه این محصول ملی است اما واقعیت تلخ آن است که سالهاست چای ایرانی با بحرانهای متعدد دست و پنجه نرم میکند. در چنین شرایطی هر حرکت فرهنگی و رسانهای که بتواند فرهنگ مصرف چای ایرانی را تقویت کند در حقیقت حمایت از تولید ملی، کشاورز ایرانی و اقتصاد منطقه است.
سال گذشته تقریباً همه پای کار آمدند از فرمانداری، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی و گردشگری، جهاد کشاورزی، سازمان چای کشور، اداره صمت، اصناف، کارخانههای چای، دانشگاه آزاد اسلامی گرفته تا سازمانهای مردمنهاد و فعالان رسانهای.
بسیاری از این دستگاهها بدون هیچ چشمداشتی امکانات، اعتبار، نیرو و ظرفیت خود را در اختیار جشنواره قرار دادند زیرا باور داشتند که چای ایرانی ارزش این همراهی را دارد.
اما در میان این همدلی، عملکرد ادارهکل پست گیلان پرسشهای جدی را به وجود آورده است. پرسشهایی که تاکنون پاسخ روشنی برای آنها ارائه نشده است.
بر اساس مطالب مطرحشده از سوی برگزارکنندگان جشنواره پس از رونمایی از تمبر یادبود چای در مراسم اختتامیه موضوع مطالبه مبلغی حدود ۳۰ میلیون تومان از سوی مجموعه پست مطرح شد. موضوعی که در ادامه حتی به شکایت از دبیر جشنواره نیز انجامید و همچنان حاشیههای آن ادامه دارد.
سؤال اینجاست اگر قرار بود تمام هزینههای این اقدام فرهنگی از برگزارکنندگان دریافت شود چرا ادارهکل پست گیلان در مراسم اختتامیه با حضور رسمی در آیین رونمایی شرکت کرد!؟ چرا از ظرفیت رسانهای جشنواره برای انتشار اخبار، تصاویر و معرفی عملکرد خود بهره برد!؟ اگر این مراسم ارزش رسانهای و تبلیغاتی داشت، آیا سهم ادارهکل پست تنها صدور فاکتور و مطالبه هزینه بود!؟
در شرایطی که دهها دستگاه اجرایی بدون مطالبه مالی و حتی صرف هزینه در کنار جشنواره ایستادند، انتظار افکار عمومی از یک دستگاه دولتی این بود که حامی چنین رویدادی باشد نه اینکه برگزارکنندگان آن را با مشکلات مالی و حقوقی مواجه کند.
خانم حوریه رستمزاد مدیرکل پست استان گیلان که در آن مقطع سرپرستی اداره پست لاهیجان را نیز بر عهده داشتند و خود نیز اهل لاهیجان هستند امروز بهتر از هر کسی میدانند که چای تنها یک محصول کشاورزی نیست بلکه بخشی از هویت، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ این شهر است. از همین رو انتظار میرود به جای سکوت به افکار عمومی پاسخ دهند.
پرسش روشن است سهم ادارهکل پست گیلان در حمایت از جشنواره ملی رسانهای چای چه بوده است؟ اگر بهره رسانهای از این رویداد نصیب آن مجموعه شده در مقابل چه حمایتی از جشنواره، از چای ایرانی و از لاهیجان صورت گرفته است؟ آیا رسالت دستگاههای دولتی تنها دریافت هزینه از برنامههای فرهنگی است یا همراهی با حرکتهایی که در راستای منافع ملی و حمایت از تولید داخلی شکل میگیرند؟
امروز که دومین جشنواره ملی رسانهای چای در آستانه برگزاری است انتظار میرود تجربه تلخ سال گذشته تکرار نشود. مدیران دولتی باید بدانند که حمایت از چنین رویدادهایی هزینه نیست ، سرمایهگذاری برای حفظ هویت، اقتصاد و آینده منطقه است.
لاهیجان بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که در کنار مردم، رسانهها و تولیدکنندگان بایستند نه مدیرانی که نام یک جشنواره ملی را با حاشیههای اداری و حقوقی گره بزنند.
چای ایرانی امروز بیش از آنکه قربانی کمبود جشنواره باشد قربانی کمبود همدلی است و این پرسش همچنان باقی خواهد ماند که ادارهکل پست گیلان در این آزمون در کنار چای ایرانی ایستاد یا در برابر آن؟
- نویسنده : حمید غمخوار




